همین روزها که حول و هوش تولد تو است مدام فکر و ذهنم دور تو می چرخد و گویی انرژی و هاله ای از این اتفاق مهم با رشته هایی نامرئی حداقل از سه چهار روز پیش همه افکار مرا بر روی تو متمرکز کرده است. خوشبختی، زندگی زیبا، آرامش، عاشقانگی، موهبت، نعمت، برکت، پاداش، برآیند نیت خیرخواهانه، بزرگترین شانس و هزاران واژه پر احساس دیگر به ذهنم هجوم می آورد که آن روزی که بند ناف تو را بریدند همه یکهو در سلولهای بنیادین تن تو دپو و ذخیره شد و بانکی ایجاد کرد با عنوان بانک خوشبخت ساز و ماند و ماند و ماند تا بیایم و تو را بیابم و چنان کنی با دل و جانم و چیزی را در درون خودت عیان سازی که دیگر آن یاغی و سرکش روستایی و پرنده بی وطن، در آشیانه عشق تو مامن گزیند و حتی یک روز و ثانیه بی فکر تو سر نتواند کرد.
آهنگ امروز و زمان آینده کردم از پوران
هی گشتم و گشتم
هی دنیا رو گشتم
چه رنجای که کشیدم
چه حرفای که شنیدم
در زمان حاضر و زمان آینده کردم
تا تو رو پیدا کردم
در روز جاری و زمان آینده کردم
تا تو رو پیدا کردم
یار زیاده عاشق تب دار زیاده
قلب گرفتار زیاده
عشق باید عشق باشه
یار باید یار باشه
روز بیماری دل پرستار باشه
در زمان حاضر و زمان آینده کردم
تا تو رو پیدا کردم
امروز و روز آینده کردم
تا تو رو پیدا کردم
هی گشتم و گشتم
هی دنیا رو گشتم
چه رنجای که کشیدم
چه حرفای که شنیدم
امروز و روز آینده کردم
تا تو رو پیدا کردم
در زمان حاضر و روز آینده کردم
تا تو رو پیدا کردم
یار زیاده عاشق تب دار زیاده
قلب گرفتار زیاده
عشق باید عشق باشه
یار باید یار باشه
روز بیماری دل پرستار باشه
در روز جاری و زمان آینده کردم
تا تو رو پیدا کردم
امروز و روز آینده کردم
تا تو رو پیدا کردم
در زمان حاضر و روز بعد کردم
برچسب:
نویسنده: الینا کریمیپور