رفته بودم سفر ق ز. او هم رفته بود سفر ا ر. با مامان و خواهرش. کلی هم خنده داره تعریفهای با نمکش. پنج دقیقه عالی، پنج دقیقه تو ک ... خر، پنج دقیقه گریه، آخر سفر دلتنگی. الان هم که رها کرد و در خدمت بابا رفت دماوند و من با دلتنگی یک پنجشنبه اهلی بیادشم. البته بهش گفتم پک دوست داشتنی کرگدن رو هم با خودش ببره.
تابستون خاص و منظمی داشتیم و خوشحالم و اینکه الان بعد از سفر خیلی خیلی خیلی بیشتر قدرش رو می دونم.
آهنگ خیابونای خالی از هوروش بند
بغلم خونه ته حیفه تنت از خونه بره
فاصلم بات کمه اما تو ازم دوره دلت
این خیابونای خالی
منتظرن تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
این خیابونای خالی
منتظرن تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
داره از چشام جا اشك خون مياد پايین
داعم میبینم همه فصلا رو پاييز
ديگه هيچ اميدي به روز بعدي ما نيست
اي همه غم توي درياي ما ريخت
از پشت پنجره شب زده بيرون
ديگه قشنگ ني اين منظره بيرون
همه چی یه جوریه یخ زده بي روح
گیرم تو این حال برزخ ویرون
این خیابونای خالی
منتظرن تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
این خیابونای خالی
منتظرن تو کجایی
منو دورم کن از این شهر
که ازش خاطره داریم
برچسب:
نویسنده: الینا کریمیپور