امروز بعد از سالیان سال یه نقطه عطف بود. روزی خاص. روز آزادی. بالاخره ساعت 13 و 15 دقیقه روز 24 تیر 1403 داغی این خبر بر داغی تابستان چربید. رهایی از یک عمر تحمل و آزادی برای ساختن زندگی شیرین و جدید. امیدوارم که سال بعد این موقع جشنی تمام عیار برای این سالگرد شیرین بگیریم.
این آهنگ هم شد مارش امروزمان که خیلی بهش خندیدیم و توصیه اش کرد:
آهنگ من دیگه بچه نیستم جوونم از گلی
من دیگه بچه نیستم جوونم از عاشقی همه چی میدونم
عشق نمیشناسه بچه هستی یا پیر یهو میشه تو دست قلبت اسیر
عاشقی زود برام14 سالمه من گناهی ندارم 14 سالمه
آره من 14 سالمه آرزوهام یک عالمه آخه من 14 سالمه آرزوهام یک عالمه
کتابهام روی طاقچه منتظره من هستن همسن و سالهای من سره کلاس نشستن
کتاب هام روی طاقچه منتظر من هستن هم سن و سال های من سره کلاس نشستن
عاشقی زوده برام 14 سالمه من گناهی ندارم 14 سالمه
آره من 14 سالمه آرزوهام یک عالمه آخه من 14 سالمه آرزوهام یک عالمه
برچسب:
نویسنده: الینا کریمیپور