خرید بک لینک
شاه بیت غزلمی وقتی توی اینستاگرام این رو برام فرستاده بود با یه متن زیبا زیرش، اسفندی که رو به بهاره خیلی بهاری تر می شهآهنگ شاه بیت از مسیح و آرش APتو مث شاه بیت یه شعری که نمیاد وسط دفترتو مث پرواز زیبایی روی بال باز یه کفترتو مث یه چشمه آرومی که صداش میپیچه تو گوشمتو همون نم نم بارونی که به خاطرش توی کوچمببار رو سرم تاج سرم چند وقته ازت خیلی بی خبرمحواس تو نیس کسی جای تو نیس از کی به جای تو دل ببرمببار رو سرم تاج سرم چند وقته ازت خیلی بی خبرمحواس تو نیس کسی جای تو نیس از کی به جای تو دل ببرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:21

وقتی باهاش حرف می زدم از ته وجودم گفتم: "همین که تو هستی و حرف من را می فهمی و من می توانم عریان با تو از همه چیز بگویم خودش یکی از نعمات زندگیمه و راضیم و خوشحالآهنگ تمامی دینم از محسن نامجوای ساربان، ای کاروانلیلای من کجا می بریبا بردن لیلای منجان و دل مرا می بریای ساربان کجا می رویلیلای من چرا می بریدر بستنِ پیمان ماتنها گواه ما شد خداتا این جهان، بر پا بوداین عشق ما بماند بجاای ساربان کجا می رویلیلای من چرا می بریتمامی دینم، به دنیای فانیشراره عشقی، که شد زندگانیبه یاد یاری، خوشا قطره اشکیبهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:21

در طول جنگ ۱۲ روزه همه ترس و وحشتها و پذافند و موشک قابل تحمل بود اما دوری دردی فراتر از همه اینها بود

آهنگ پیری از عارف

مخور غصه که دنیا گذرون

باید هر کسی آتیش بسوزونه

آدم وقتی که پیر شد دیگه رفته

به چنگ غم اسیر شد دیگه رفته

آدم وقتی با غم کشتی میگیره

اگه خورد و خمیر شد دیگه رفته

به پیری بگو پیری دست نگهدار

که باهات بگو نگو دارم

حالا حالا ها آرزو دارم

حالا حالا ها آرزو دارم

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:21

در زمان حاضر راس ساعت 14.39 دقیقه که بهش زنگ زدم خیلی خیلی خیلی بهش احتیاج داشتم. نشد و نمی شد که بگم. ولی اگه داشتم تو رو...آهنگ محتاج از آقا ابیمروز که محتاج توام جای تو خالیستزمان آینده که می آیی به سراغم نفسی نیستبر من نفسی نیست، نفسی نیستدر خانه کسی نیستنکن در روز جاری را زمان آیندهبیا با ما که روز بعدیی نمی ماندکه از تقدیر و فال مادر این دنیا کسی چیزی نمی داندتا آینه رفتم که بگیرم خبر از خوددیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیستمن در پی خویشم به تو برمی خورم امادر تو شده ام گم به من دسترسی نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:21

اگه راس اون ساعت 14.39 دقیقه که بهش زنگ زدم داشتمش...آهنگ معین اگه داشتم تورواگه داشتم تو رو دنیام یه صفای دیگه داشتشب عشقم واسه من حال و هوای دیگه داشتاگه داشتم تو رو رسوای عبادت می شدمدلم این خسته عاشق یه خدای دیگه داشتاگه داشتم تو رو اون قصه نویسواسه من یه قصه های دیگه داشتمی دونم زندگی اینجوری نبودمرد عاشق یه شبهای دیگه داشتاگه داشتم تو رو اون میخونه که جای منهشبها اونجا جای من یه بینوای دیگه داشتنمی گم با تو واسم گریه دیگه گریه نبودبا تو این زمزمه ها یه های های دیگه داشتمی دونم پیش تو آروم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:21

رفته بودم سفر ق ز. او هم رفته بود سفر ا ر. با مامان و خواهرش. کلی هم خنده داره تعریفهای با نمکش. پنج دقیقه عالی، پنج دقیقه تو ک ... خر، پنج دقیقه گریه، آخر سفر دلتنگی. الان هم که رها کرد و در خدمت بابا رفت دماوند و من با دلتنگی یک پنجشنبه اهلی بیادشم. البته بهش گفتم پک دوست داشتنی کرگدن رو هم با خودش ببره.تابستون خاص و منظمی داشتیم و خوشحالم و اینکه الان بعد از سفر خیلی خیلی خیلی بیشتر قدرش رو می دونم.آهنگ خیابونای خالی از هوروش بندبغلم خونه ته حیفه تنت از خونه برهفاصلم بات کمه اما تو ازم دوره دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:21

هر کاری که بگی کردم. حتی برایش هلو نوشتم. قرار گذاشتم. زنگ زدم. طنز فرستادم. شاید بشود. با اینکه گفته بودم خبری بدهد صحبت کنیم اما نکرد با زهم زنگ زدم. اما دیروز که زنگ زدم و گفت کسی توی اتاق است تا عصر منتظر بودم که تماسی یا پیامی برسد. اما نرسید. یعنی تمامدلم می خواست زنگ بزنم دوباره و چند باره. اما اگر این بار مرا رد کند دیگر تا ابد آن آدم مهربان نخواهم شد و داغ این شکست مرا نابود خواهد کرد. هر چند که زندگی ادامه دارد و خواهد داشت.چند روز پیش که داشتم پیام 25 آذر 1400 را که فرستاده بود در ایمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:21

اونقدر دلم می خواست وقتی اونجا رو باز می کنم یه خط و نشونی ازش داشته باشم که نشون بده بهم فکر می کنه. کاش در سرمای زمستان بیشتر ....آهنگ برف زمستان از فریدون فرخزادبرف زمستان چه بی حاصلاندوه باران چــــــــــــــــــــه بی حاصلفریاد شکســــــــــــــــــــت درختان میان توفان چه بی حاصلتو آرامــــــــــــــــش روز سردیتو اتمام هر رنج و دردیخورشیدی میان تاریکیمهربانی دست مردیاما نشسته میان ماصد موج غریب صد آشناهزاران سکوت، صدها صدانابودی عشق چه آسان استناگهان بهار زمستان استعشق من برف درختان استفرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:21

همین روزها که حول و هوش تولد تو است مدام فکر و ذهنم دور تو می چرخد و گویی انرژی و هاله ای از این اتفاق مهم با رشته هایی نامرئی حداقل از سه چهار روز پیش همه افکار مرا بر روی تو متمرکز کرده است. خوشبختی، زندگی زیبا، آرامش، عاشقانگی، موهبت، نعمت، برکت، پاداش، برآیند نیت خیرخواهانه، بزرگترین شانس و هزاران واژه پر احساس دیگر به ذهنم هجوم می آورد که آن روزی که بند ناف تو را بریدند همه یکهو در سلولهای بنیادین تن تو دپو و ذخیره شد و بانکی ایجاد کرد با عنوان بانک خوشبخت ساز و ماند و ماند و ماند تا بیایم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:21

زره جراحی پر

زره جراحی پر

آخه چرا نباید عاشق تو باشم؟
چقدر با احساسی تو!
ته نداره این عشق و احساس

وقتی از سنگ تراش و خاطره یادش بهش گفتم یهو همه اون زره جراحی با اون دنگ و فنگ و لگ در اومد و زندگی دوباره از سر گرفت و ...
https://hellomzfp.blogfa.com/post/51

آمارگیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:20

یه خانومه انگلیسیه توی اتاق، ازم پرسید چرا عمان رو انتخاب کردی؟کلی توضیح دادم که نزدیکه و وقت گرفتن و سفارت فرعی و ایروان و فلان....بعد گفت خب چرا رفتی ایروان؟ دوباره سه ساعت توضیح که اون موقع میگفتن خوبه و ریجکتیهاش فلان و هزینهاش بهمان....گفت: خب اونقدری خوب که از کشور خودت بهتر؟گفتم: یعنی چی؟ از کشور خودم چی بهتر؟گفت: بهتر از سفارت در کشور خودت؟طرف نمیدونه آمریکا توی ایران سفارت نداره!!میگه: خب چرا وقتی کشوری در کشور شما حتی سفارت نداره، شما باید درخواست کنید که برید کشورش؟؟ ما هیچ.... ما نگاه..... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 مرداد 1403 ساعت: 13:22

دیروز 1 مرداد 1403 باید می رفت عمان. دوباره مصاحبه که امیدوارم این دفعه با موفقیت کامل برگرده. صبح رفتیم فرودگاه و بعد از کارها قهوه گرفتیم و نشستیم که بخوریم. یک خانمی آمد و گفت می تواند پرسشنامه ای را برای یکی از شرکتهای سفری تکمیل کند؟ که بعدا کارتش را دیدیم که علی باباست.بنده خدا سوال می پرسید و ما هم شاد و خندان جواب می دادیم.شرکت علی بابا را می شناسید؟من: چرا شرکت علی بابا داریم ولی علی مامان نداریم؟یاشما می دانید که علی بابا کجا دفتر حضوری دارد؟اون: اممم، شاید ... اونجا....من: نه بابا وقتی می ریم بیرون این همش سرش تو گوشیه و اصلا نمی بینه. بهش اعتماد نکنید.یاشما چقدر خریدهایتان را آنلاین انجام می دهید؟ایشون: صد در صد حتی نونمن: یعنی اون نونا رو اونقدر گرون خریدی؟ من می دونستم با اسنپ گرفتی نمی خوردم...خلاصه که کلی مایه خنده و شادی شدیم و دینا (مصاحبه کننده) یه شروع عالی داشت.بعدا فهمیدیم که اولین روز کاریش و اولین پرسشنامه ای است که پر کرده و گفتیم که همه اینجوری نیستند و این را به فال نیک بگیر. + نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 19:9 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 مرداد 1403 ساعت: 13:22

می گفت: تو تنها تای عاطفی منی. برای هیچ کس در این مملکت دلم تنگ نمی شه و آرزوی بازگشت ندارم. تو تنها کسی هستی که تای عاطفی من رو برای برگشت تشکیل می دی. چه مسئولیت سنگینی.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 10:3 توسط  | 

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 12:57

جمله ام ترند شد:ما اصلا زاده شدیم که ... دنیا و هر کی مخالفت کنه رو پاره کنیم. به افتخار عمان گردیآهنگ کلمست حالا که پا داده بازم من باشم کنج میخونهحالا که پا داده بازم من باشم کنج میخونهبا این دلی که از قضا طفلکی خراب و داغونهالهی امشب صبح نشه واسه چی بچرخ دنیاهمه چی همن جا خاک چیزی نرسه به فردامیریزه تو پیمونه ی من اشک چشامو ساقیهیچی لازم نی بهش بگم میخونه چشام و ساقیمیریزه تو پیمونه ی من اشک چشامو ساقیهیچی لازم نی بهش بگم میخونه چشام و ساقی.. + نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 9:26 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 12:57

امروز بعد از سالیان سال یه نقطه عطف بود. روزی خاص. روز آزادی. بالاخره ساعت 13 و 15 دقیقه روز 24 تیر 1403 داغی این خبر بر داغی تابستان چربید. رهایی از یک عمر تحمل و آزادی برای ساختن زندگی شیرین و جدید. امیدوارم که سال بعد این موقع جشنی تمام عیار برای این سالگرد شیرین بگیریم.این آهنگ هم شد مارش امروزمان که خیلی بهش خندیدیم و توصیه اش کرد:آهنگ من دیگه بچه نیستم جوونم از گلیمن دیگه بچه نیستم جوونم از عاشقی همه چی میدونمعشق نمیشناسه بچه هستی یا پیر یهو میشه تو دست قلبت اسیرعاشقی زود برام14 سالمه من گناهی ندارم 14 سالمهآره من 14 سالمه آرزوهام یک عالمه آخه من 14 سالمه آرزوهام یک عالمهدانلود آهنگ عاشقی زود برام 14 سالمه از گلیکتابهام روی طاقچه منتظره من هستن همسن و سالهای من سره کلاس نشستنکتاب هام روی طاقچه منتظر من هستن هم سن و سال های من سره کلاس نشستنعاشقی زوده برام 14 سالمه من گناهی ندارم 14 سالمهآره من 14 سالمه آرزوهام یک عالمه آخه من 14 سالمه آرزوهام یک عالمه + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۳ ساعت 17:13 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 12:57

صفحه بندی