wc - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
چراخر شدم.اصلن نمیدونم چی شد که خر شدم و اون وقت شب که یهو با فشار پیشاب بیدار شدم و رفتم مستراح و در حال اجابت مزاج گوشیو تماشا میکردم اونجور جواب دادم.لعنت به توالت فرنگی که یه جوریه که ادم گوشیشو با خودش میبره تو و همونجور میشاشه به تصمیمهاش.خر شدم و یهویی نمیدونم چطو شد که عن و گه قاطی جواب دادم
پرواز دلتنگی - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
عجب هواااااااااییه. هوای موندن نیست. باید زد بیرون. باید رفت تا دورهای دور. باید رفت و گپ زد و گفت و خندید. چقدر دلم میخواست برم دنبالش. دلم تنگ شده برای گپ و گفتهای فرودگاهیمون. اما فک کنم میرن دنبالش. زیاد استقبال نکرد. آخه این هوا جای موندنه؟؟؟ باید رفت... دور باید شد از این خاک غریب.... پسنوی
خواب - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
این دومین باری است که در دو هفته اخیر خواب می بینم. دنیای خوابها خیلی عجیب است. همه چیز خیلی واقعی است. همه چیز در کمال قابلیت دستیابی و اثربخشی اتفاق می افتد و وقتی بیدار می شوی تمام آن حس ها و آن اتفاقها بر روحت سنگینی می کند. فکی میکنم این است تفاوت خواب و رویا. در رویا سبک هستی و در عمیق ترین رو
بهار در بهار - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
چند روز پیش درحالیکه ویشلیستشو دیده بودم و بعدش در حالی مابین دمغی و بیحالی داشتیم حرف میزدیم ازم پرسید که نگفتی از نوشتههات و وبلاگت که حذف کردی و... یهو یاد اینجا افتادم که مدت زیادیه سراغش نیومدم. یادم نمیرود که چه شبها که اینجا یگانه ماوای حال پریشانم بود و چه روزها که حتی کورسویی از پیامی د
رو به رو - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
[unable to retrieve full-text content]وز شوق ِ اين محال كه دستم به دست توست من جای راه رفتن پرواز میكنم....
ماشین بغلی - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
یه وقتایی متنی، صدایی، بویی، نوایی، مویه ای از جایی خیلی اتفاقی بهت می رسه که حالتو زیر و رو میکنه و جزئی از خاطرات حک شدۀ کل عمرت میشه. امروز صبح، پشت ترافیک چراغ قرمز، خیلی خیلی اتفاقی این آهنگ رو که از ماشین بغلی پخش می شد شنیدم. از لحنش خوشم اومد و از اینکه حدس زدم صدای یکی از خواننده های محبوبم
دلداد - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
[unable to retrieve full-text content]شادی و غصه لبخند و درد عشق وآشوب شش روی یک تاساند و دنیا قمارباز قهاری است
سوالات مازوخیستی - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
دیروز احتمالا آخرین دیدار بهارانۀ امسال را داشتیم. خیلی خیلی خوش گذشت. قبلش با هم امتحان بودیم و آنجا که مععععرکه بود. اتاقش را هم با هم جمع و جور کردیم و کلی حال داد. وقتی فکر میکنم توی آن اتاق -که آرزوی هردوی مان بود و چقدددددر برای محقق شدنش دعا کردیم- xa0وارد می شود، کارهایش را انجام میدهد و از ...
م.باندراس - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
امروز یه فیلم دیگه دیدم با بازی باندراس. چقدر منو یاد اون میندازه لعنتی. بازوهاش، نگاههاش، اندازه و فرم پنجه ش، حالت موهاش، گردن و کولش و حتی حرکاتش توی س....باندراس من هم امروز به گشت و گذار بود. یه کوچولو اومد و سک سک کرد و رفت.xa0کاشکی اونم با ردی، کسی، حرفی، نگاهی یادم افتاده باشه....